محل تبلیغات شما




ریچارد کارسون معتقد است که شادمانی حالتی از ذهن است نه رشته ای از حوادث، احساس آرامش بخش که می توانید همیشه تجربه اش کنید و با آن زندگی کنید و نه چیزی که برای یافتنش نیاز به جستجو داشته باشید، شادمانی در خارج از وجود شما نیست شادمانی یک احساس است.
مایکل ارگایل معتقد است که شادی عبارت است از بودن در حال خوش حالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت یا عبارت است از راضی بودن از زندگی خود.
شادمانی عبارت است از قضاوت و داوری انسان درباره ی چگونگی گذراندن زندگی خویش، این نوع واحدی از بیرون به فرد تحمیل نمی شود بلکه حالتی است درونی که از هیجانات مثبت تأثیر می پذیرد
 


ایجاد نشاط و شادابی یکی از مؤثرترین راه ها برای افزایش بهداشت روانی در جامعه است، مدرسه بعنوان یک نهاد می تواند با بوجود آوردن زمینه ها و برنامه هایی باعث هر چه شاداب کردن جامعه شود. اگر در مدرسه شوق زندگی کردن بوجود آید خود به خود اثرگذار بر جامعه خواهد بود. انسان های شاد زندگی خود را تحت کنترل دارند، مسئولیت پذیرند، هدفمند هستند، دید مثبت به زندگی دارند. آینده نگر وامیدوارند و در مقابل مشکلات و سختی ها از پای نمی نشینند، قرآن دین اسلام را دین شادی معرفی نموده و مهمترین عوامل شادی را محبوبیت، مقبولیت و موفقیت، ایمان، هویت ملی و فرهنگی، خلاقیت عارفانه و حل مسئله ذکر کرده است، روانشناسان شادی و شور و نشاط را محرک انسان ها برای عمل می دانند و جامعه شناسان جامعه شاد را جامعه موفق می دانند. عواملی که می تواند باعث گسترش شادی شود در ابتدا خانواده است و سپس دیگر نهادها همچون مدرسه و نهادهای فرهنگی مذهبی می باشند که هر کدام به نوبه خود وظایفی دارند که در اینجا سعی می شود پیشنهادات کاربردی جهت ایجاد شور و نشاط در مدرسه ارائه دهد.
در حقیقت آموزش و پرورش به مثابه درختی تنومند است که برای تغذیه و باروری میوه هایش نیازمند استفاده از منابعی است که با هماهنگی و مساعدت، موجبات رشد آن را فراهم می آورند. از سوی دیگر عناوینی چون خلاقیت نقادی و نقدپذیری، بارش فکری، مهارت های زندگی، تغذیه و بهداشت فردی و جمعی، مدرسه ی شاد زمانی در مدارس عملیاتی خواهد شد که تمامی عناصر این مجموعه به باور لازم برسند و تحول و تغییر را به عنوان یک اصل در نظر بگیرند. شادمانی احساسی است که زندگی را چیزی خوب می داند. شادمانی به مفهوم دوام لحظات شاد دیروز، روحیه ی سرخوش امروز و زمان دشوار فرد است. آنچه اشخاص آن را شادی تجربه می کنند نه یک شادی زودگذر بلکه یک احساس عمیق و این باور است که به رغم مشکلات امروز همه چیز خوب است،یا به خوبی برگزار خواهد شد .انسانی شاد است که از زنده بودن خود احساس رضایت و خوشبختی کند، دیگران از او سود ببرند، آرزوها و نیازهای فردش نیز تا حد نسبتاً زیادی تحقق یافته باشد و خوشبختی و شادمانی اش مستدام باشد نه مقطعی و زودگذر


1- هنگام سخن گفتن همیشه تبسمی بر لب داشته باشیم . تبسم خرجی ندارد ، اما سود بسیاری دارد.

2- در بحث ها هیچ وقت طرف خود را با کلمه تو» مورد خطاب قرار ندهید. نام هر کس برای او مطبوع ترین و مهم ترین کلمات قاموس بشری است.

3- در مشاجره ها اجازه دهید طرف شما در کمال آزادی حرف خود را بزند و هر چه در دل دارد بر زبان بیاورد.

4- در مشاجره و بحث ها هیچ وقت به طرف خود نگویید به بیراهه می رود و اشتباه فکر می کند. عقاید طرف خود را محترم بشمارید. اگر احساس کردید طرف بحث شما اشتباه می کند راه عاقلانه این است که بگویید حق با شماست ، من هم اول مانند شما فکر می کردم تا این که به اشتباهم پی بردم یا حق با شماست من متوجه مقصود شده ام اگر به جای شما بودم شاید همین کار را می کردم.

5- ایده و فکری را که می خواهید منتقل کنید به صورت غیرمستقیم باشد، بگذارید طرف شما خودش نتیجه گیری کند. به او حق انتخاب بدهید.

6- هر وقت می خواهید بحث و صحبت کنید ، متوجه باشید در آغاز کلام مسائلی را پیش نیاورید که مورد اختلاف شماست . برعکس سعی کنید مسائلی را بیشتر محل توجه قرار دهید که در آن موافقت طرفین حاصل است و به طرف خود القا کنید که شما و او به جانب یک مقصد رهسپارید و فقط تفاوت شما در وسایل رسیدن به مقصود است.

7- با ملایمت و نرمی سخن بگویید ؛ زیرا سخن گفتن با صدای بلند باعث می شود طرف مقابل شما حالت دفاعی به خود بگیرد و درصدد مقابله برآید.

8- سعی کنید پیش از این که طرف شما اشتباهاتتان را گوشزد کند، شما پیشدستی کرده و به آنها اعتراف کنید. این باعث می شود تا طرف شما حالت محبت آمیز به خود بگیرد و از اشتباه شما درگذرد.

9- بهترین راه غلبه بر بحث و جدل وارد نشدن به آن است . تا آنجا که می توانید از وارد شدن به بحث و جدل دوری کنید. چنان بگریزید مانند این که از مار سمی خطرناکی فرار می کنید.

 


قدرت ادب ، نزاکت و احترام به دیگران

 
 
رعـایـت ادب و مـــراعات حقوق دیگران از جمله مواردی هستند که به راحتی می توانند قدرت فــردی شما را افزایش دهند. همه ما دوست داریم که دیگران ما را صمیمانه دوست بدارند، با ما درست رفتار کنند و بـرایـمـان ارزش و اهـمــــیت قائل شوند. هر چقدر خودمان بیشتر با ملاحظه و متین باشیم دیگران نیز به همان روش با ما رفتار میکنند.

 


وقتی احساس می کنید احترام نمی بینید هیچ وقت دیر نیست که شروع کنید و احترام را به دست آورید. باید با نگاهی صادقانه به خودتان و چگونگی رفتارتان با آدم های اطرافتان شروع کنید. در ادامه بهترین توصیه ها برای کسب احترام آورده شده است.

کسب احترام با 5 راه بسیار آسان

1.با آدم ها شروع کنید.

مانع شماره ی یک کسب احترام ، خودشیفتگی یا نارسیسم است. اگر نخستین احساسی که آدم ها از شما دریافت می کنند خودشیفتگی است خوب شما خودشیفته هستید و از این رو باید به کوه بلند و ناهمواری برای رسیدن به قله ی احترام صعود کنید. از آن چه در زندگی آدم ها می گذرد باخبر شوید. پیش از این که کاری انجام دهید به عنوان یک مشاهده کننده عمل کنید. علاقه و همدلی خالصانه را به آنها نشان دهید. اگر خالصانه تلاش کنید تا محیط تان را برای بهتر زیستن همه بهبود بخشید، باران احترام بر شما خواهد بارید.( کوین دام)

2.اول احترام خودتان را نگه دارید.

امید بستن به احترام را فراموش نکنید. بعضی آدم ها به شما احترام می گذارند، بعضی نمی گذارند- نمی توانید احترام را کنترل کنید.

حواس و تمرکزتان را روی داشتن احساس خوب از خودتان و انجام کار خرج کنید. راه هایی را پیدا کنید که آن چه را انجام می دهید اندازه بگیرند و خودتان را بر مبنای آن استانداردها ارزش یابی کنید.

اگر کاری را به درستی انجام می دهید، به بهترین نحو انجام می دهید، و برای شما تا به حال جواب داده است- و به شما کمک می کنند به اهداف تان دست یابید- در آن صورت آدم های دیگر برای آنها ارزش قائل می شوند و نهایتا به شما احترام خواهند گذاشت. (جف هادن)

3.از قاعده ی طلایی پیروی کنید.

برای کسب احترام باید سزاوار احترام باشید. آدم خوبی باشید- یعنی شخصی که از دیگران بهترین انتظار را دارد و از میثاق ها و اصول خود پیروی می کند. حق شناسی و سپاسگزاریتان را زودتر و به کرات نشان دهید. به آدم هایی که با شما کار می کنند احترام بگذارید. آنها نیز در عوض به شما احترام خواهند گذاشت.( پیتر اومی)

4.با اعتماد به نفس شروع کنید.

به دست آوردن احترام دیگران با احترام گذاشتن و باور به خودتان آغاز می شود. آنها که انتظار دارید به شما احترام بگذارند نداشتن اعتماد به نفس را به راحتی – خودآگاه یا ناخودآگاه- تشخیص می دهند. آدم هایی که بیش از حد تقاضا دارند دیگران آنها را تحسین کنند قطعا فاقد اعتماد به نفس به نظر می رسند. هدفمند و برای خودتان زندگی کنید، به دیگران کمک کنید و احترام بگذارید، و در این صورت تردید نکنید می توانید از احترام دیدن لذت ببرید. (مارلا تاباکا)

5.بدانید که احترام بازتاب دارد.

احترام بازتاب مستقیمی از چگونگی رفتار شما با دیگران است. ساختن احترام زمان می برد و زمانی به دست می آید که با دیگران تعامل داشته باشید. وقتی احساس می کنید دیگران به شما احترام نمی گذارند فقط می خواهید جبران کنید و شروع می کنید با داد و فریاد دستور دادن، کوچک ترین کارها را زیر ذره بین بردن، درباره ی موفقیت ها و دست آوردهای تان رجزخوانی کردن، و تمناکردن توجه دیگران. این رفتار باعث می شود دیگران از شما فاصله بگیرند و در نتیجه احترام کم تری به شما بگذارند. این مشکلی عمومی برای مدیران جدید است، چون آنها فکر می کنند به این ترتیب می توانند تیم خود را با اثربخشی راهنمایی و رهبری کنند.

ویژگی های بارز محترم ترین آدم هایی که تا به حال با آنها کار کرده ام شامل وقار، فکوری، و کنجکاوی است. این خصیصه ها اشتیاق آنها را به احترام گذاردن و گوش دادن به دیگران بازتاب می دهد. وقتی این مدیران و رهبران تصمیم می گیرند، مهم نیست چقدر تصمیم آنها نزد عموم پذیرفته شده باشد، تیم شان می پذیرند چون به مدیر یا رهبرشان احترام می گذارند.( اریک هولتس کلاو)


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

آفتاب مشرق ال سولز اونیو محتبس